تبلیغات
آموزش وپرورش - .
 
آموزش وپرورش
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : زهرا عشوری
مطالب اخیر
دوشنبه 20 آذر 1391

هدف آموزش،پرورش فکری لاغراست.که نخجیرخودرا،خودشکارمی کند.  ---»      (( آلن ))                                                                                                                                                      هرآموزش وپرورشی که بدون ارتباط بانیازخودانگیخته ی دانش آموزان باشد،دیر یا زودازقلمرو زندگی آنهاخارج می شود.  ---»     ((پائولوفریره))

دانش وآموزشی که باتفکرپیوندنخورد،مرده وجامدومانع تفکراست.وکسی که ذهنش راباچنین دانشی پرکند،هیچ گاه ازتفکرمستقل بهره مندنخواهدشد.  ---»     ((جان دیویی))                                                

آموزش وپرورش راستین،نمی آموزدکه چگونه رقابت کنی،بلکه می آموزدکه چگونه همکاری کنی،نمی آموزدکه چگونه بجنگی ونفراول شوی!بلکه می آموزدکه خلاق باشی،دوست بداری،وسپاس گذاری کنی،بی آنکه خودرابادیگری مقایسه کنی.   ---»        ((اوشو))

آموزش وپرورش درپایان قرن نوزدهم:

درآغازقرن بیستم اکثریت مردم جهان ازآموزش وپرورش رسمی محروم بودند.سه چهارم جمعیت جهان درکشورهای زراعتی می زیستندوتغییرات تربیتیِ به وقوع پیوسته درهزارسال گذشته اثرچندانی برآنان نگذاشته بود.درسال1900قریب 70درصدازجمعیت بالای پانزده سال و95درصدازهمین جمعیت درکشورهای کم پیشرفته ازنعمت سوادبی بهره بودند.صرف باسوادشدن خودهمواره مسئله ای رام نشدنی بود.حد لجاجت آن رامی توان باتوجه به این نکته دریافت که نیم قرن بعددرسال1950ارقام یادشده به ترتیبوبه تقریب44درصدو64درصدودرسال1970،34درصدو50درصدبود.درپاره ای ازکشورهامانند ایران وهندوستان وچین که بیسوادی بیدادمی کرد،فرهنگ شکوفان ودیرینه ای نیزوجودداشت ولی درآغازقرن بیستم هنوزدرانحصارعده ای محدودبود.ازاین کشورها تنها ژاپن بودکه درنیمه ی قرن دوم قرن نوزدهم به پیشرفت های چشمگیری دست یافته وبه عنوان کشورنمونه فراوان موردمطالعه ی کشورهای دیگرقاره ی آسیاقرارگرفته بود.درمیان ملل پیشرفته تروصنعتی ترِ امریکای شمالی،اروپای غربی ومستعمرات انگلیسی استرالیاونیوزلندآموزش وپرورش همگانی به خوبی پا گرفته بود.دست کم شش سال آموزش ابتدایی اجباری برای همه ی کودکان درآغازقرن بیستم امری عادی بود.گسترش چشمگیرآموزش متوسطه همگانی موردملاحظه ی جدی قرارداشت؛ونظام آموزش عالی محدودولی روبه رشدی درکاربود.درسال1900در ایالات متحده قریب72درصدازگروه سنی5تا17سال بهمدرسه می رفتند.این نسبت درانگلستان64درصدودراسترالیا52درصدبود.

سه دوره ی آموزش وپرورش درقرن بیستم:

آموزش وپرورش درقرن بیستم سه دوره ی قابل تشخیص راپشت سرگذاشته است:  [یک]بیداری،حدوداً1900-1916 :ازدهه ی1890تازمان جنگ جهانی اول،خیزشی عمومی درآموزش وپرورش،چه درنظروچه درعمل وجودداشت.نیروهای محرکی چون توسعه ی صنعتی،بلندپروازی طبقه ی میانه،وملی گرایی،شروع به هدایت افکاربه سمت امکان بهره برداری گسترده ترازآموزش وپرورش برای پیشبرد این علایقجدیدکرده بود.ازاین رو وظایف جدیدی مطرح شد،برخوردهای تازه ای باآموزش وپرورش موردبحث قرارگرفت،واصلاحاتی،اغلب ملایم ومحافظه کارانه ولی گاه افراطی برای پاسخگویی به وضعیت جدیدمعمول شد. [دو]امیدواری،1916-1945 :دوره ی دوم حدوداًدرسال1916آغازشدکه جان دیویی مرامنامه ی تربیتی کلاسیک خودرابانام(دموکراسیوآموزش وپرورش)به رشته ی تحریردرآورد.این دوره تاسال های آخرجنگ جهانی دوم ادامه یافت.گرایش های دوره ی اول تحکیم شدند،ولی تضادمیان تربیت عوام ونخبگان تشدیدشد.خوش بینی که جنگ جهانی اول به ارمغان آوردوبازنگری اصولی درمسائل اجتماعی،سیاسی واقتصادی که رکودسال های1930مطرح ساخت، برای آموزشگران حکم یک فراخوان وانگیزه رایافت.زمان،زمان امیدواری بود.دراین دوره آرمان هابیانی مشخص یافتند،رابطه ی آموزش وپرورش باجامعه به دقت کاویده شد وبسیاری اقدامات وتجربیات تازه به عمل آمدکه رفته رفته منشأتغییرات بنیادین وگسترده ای دراهداف،محتوا،وروش های آموزش شد. [سه]بازسازی وگسترش،1945-1975 :پس ازجنگ جهانی دوم درآغاز،یک دوره ی تجدیدنظرمحض وجود داشت.نظرات بیان شده دردهه های1920و1930مبنای ساختارهای نوینی شدندتابه مقتضیات مبرم میانه ی قرن پاسخ گویند.اینک عصربرنامه ریزی بود،عصری که درآن مناطق کم پیشرفته ی جهان سریعاًبه آگاهی ملی دست یافتندودرپی آن برآمدندکه ازآموزش وپرورش به عنوان وسیله ای برای دستیابی به وحدت اجتماعی وقدرت اقتصادی استفاده کنند.مشخصه ی مرحله ی دوم این دوره،توسعه ی مداوم هم درکشورهای پیشرفته وهم درممالک کم پیشرفته،وارائه ی برنامه هایی متنوع جهت تنظیم مجددبرنامه ی درسی مدارس برای سازگاری باتغییرات انقلابی بودکه درعلم،تکنولوژی،وسازمان اجتماعی درحال وقوع بود.

آموزش وپرورش وانقلاب درقرن بیستم:

آموزش وپرورش دربیشترطول تاریخ بشرعمدتاًبه انتقال سنن فکری واخلاقی مستقر،انطباق محافظه کارانه بااوضاع جدید،وآماده سازی جوانان برای گذران زندگی اشتغال داشته است.آموزش وپرورش قرن بیستم ازقماش دیگری است.البته هنوز ازمحافظه کاری خودکاملاًدست نکشیده است،امابه نحوی فعالترکوشیده است ازسنن مستقربازخواست کندوپیوندبگسلد.عزمش نه تنهاحفاظت،بلکه همچنین انتقادوبازسازی بوده است.درعصرانقلاب،دانسته های کهن واصول پیشین مناسب خودراازدست می دهند،معیارهای گذشته رنگ می بازد،واشکال سازمانی کهنه بی موردمی شود.حتی شیوه های اساسی اندیشیدن موردسؤال قرارمی گیرد.مدارس ازآغازقرن بادرجات مختلفی ازآگاهی،توانایی واشتیاق درنقش جدیدخودفرورفته اند.آنجاکه انقلاب سیاسی به یکباره رخ داده است،آنهابه سرعت دست به کارشده اندتانظراتی رابیاموزند،آن گونه شخص هاوخصوصیت هایی رابپرورند،وازامیدهایی پشتیبانی کنندکه آرمان های جامعه ی نوین رامتحقق می ساخته است.درجایی که انقلاب تدریجی تربوده است ،برنامه های درسی خودراغالباً با آهستگی وبی میلی تغییرداده اندتاگرایش های تازه رامحسوب دارد واز آنها تعبیری رضایت بخش تربه دست دهد؛فعالیت های خودراگسترش داده اند تا تک تک شاگردان درجامعه ی درحال تغییرازتربیت مناسب برخوردارگردند؛وبه امیدهاوآرزوهای تعدادروزافزونی ازجوانان دامن زده اند تا ازمجرای آموزش پرورش درطلب ترقی فردی ورفاه عمومی جامعه برآیند.مدارس ازطریق روش آموزشی وطرح سازمانی خودکوشیده اندبه نیازهای عصرجدیدپاسخ گویند.ازاین رو نقش آنهاهم تخریب گرانه وهم سازنده بوده است.برای مثال ،آموزش روش علمی وفنون نقد  ادبی وتاریخی،تدارک آموزش ابتدایی بسیار متنوع ومدارس متوسطه نسبتا جامع،وگسترش فراوان امکاناتی آموزشی،همه از تضعیف کننده های مستقرزیستن واندیشیدن بوده است. از سوی دیگر پیوندی که میان اهداف سیاسی ومراحل تربیتی ایجادشده،عامل مهمی در شکل گیری انواع مختلف جوامع توده ای بوده است که درقرن بیستمبه وجودآمده اند.وارتقای عمومی سطح فرهنگی درپی گسترش آموزش،درمیان بسیاری ازملل،شناخت تازه ای ازامکانات انسان پدیدآورده وبرای رفاه اجتماعی معیارهای بالاتری رامدنظرقرارداده است.بااین همه،چنین هم نبوده است که پیشرفت بدون وقفه صورت گیرد.عوامل بسیاری موجب تأخیروباعث زحمت بوده است.آموزش درمدارس ناقص ونامرتب بوده است.اهداف بلندپروازانه را ابزارناقص به زیرکشیده است.اصلاحات ارزشمندغالباًتنهاکاری که انجام داده اند از پا درافکندن بوده است،زیرایا آموزگاران آماده ی اجرای آنهانبوده اند یا مردم آمادگی پذیرش آنهارانداشته اند.ابتکارات درمیان کارهای گریزناپذیرروزمره گمشده است.حرفه ی آموزش همواره به نظم وانضباط گرایش داشته ومعمولاًازنوآوری هایی که امورجاری رابه هم می ریزند باروی خوش استقبال نکرده است.گرایش به ایستادگی دربرابرچیزهای تازه وجلوگیری ازتغییر درقرن بیستم باافزایش فراوان مسئولیت های تربیتی تشدیدشد.رشدقابل توجه سازمان های آموزشی باجریانات ونظارت های اداری همراه بودکه گاه به دلیل وسعت بسیارشان می توانستنداصلاحات گسترده ای راباسرعت به مرحله ی اجرادرآورند،اما عموماًازسرعت پیشرفت می کاستندوسدراه تغییرات بنیادین می شدند.درمؤسسات آموزشی بزرگ معمولاًتأکیدبرثبات وترفیع برحسب ارشدیت بود.توجه آنهابه اداره ی خوب امور روزمره بودوپول یا وقت زیادی نداشتندکه صرف نوآوری هاکنند.تعدادی ازجریان های سیاسی واجتماعی نیزکه بانی تغییرات آموزشی اساسی بودند از جهاتی بازدارنده ازکار درآمدند.برای نمونه:ملی گرایی که درکشورهای غربی وممالک مستعمراتی پیشین محرکی قوی بود،زیرسلطه ی فاشیسم به آموزش وپرورش تأکیدی بک جانبهداردکه تحولات نویدبخش دیگری رالگدمال کرد.خواست برابری فرصت ها،انگیزه ی گسترش آموزش وپرورش شد.اماهمچنین دربسیاری ازکشورهادرتلاش برای اجتناب ازتبعیض به یکنواختی دربرنامه های درسی انجامیدوبرای آنکه جانب انصاف رادرگزینش محصل برای آموزش بیشتررعایت کندمنجربه وابستگی بسیاربه جزوات وامتحانات تجویزشده گردید.گه گاه ارتجاع نیزخودی نشان داده است.منافع سود اکران آمریکایی،تقاضاهای برنامه ریزان روسی،تمایلات روشنفکران فرانسوی،تلقیات ملی گرایان آفریقایی- که هریک از جهانی نفوذی ریشه ای بوده است-گاه به نحوی محافظه کارانه وموًثراز منابع خود به زیان ترقیات مطلوب پاره ای از آموزشکران معاصر حراست کرده اند.ولی روی هم رفته حرفه ی آموزش به آرامی دبر روش های خود ومحتوای دروس تجدید نظر کرده تا با حرکت کلی قرن هماهنگ گردد وگاه از آن پیشی گیرد.آموزش وپرورش موفق شده است نقشی کاملاً متغیر در بازسازی دایمی جامعه بازی کند.درطی قرن ،سه گرایش اساسی ومرتبط وجود داشته است:گرایش به سیاسی کردن آموزش وپرورش؛کوشش در بهسازی از طریق آموزش وپرورش؛تغییرجهت فرایندآم.زش وپرورش ازکارآموزش به سمت پرورش طیف وسیع تری ازرفتارهای انسان. [یک]سیاسی شدن آموزش وپرورش:سیاسی شدن آموزش وپرورش درسه مرحله رخ داد:(الف).هدف مرحله ی اول وحدت بود.تلاش برای ساختن آمریکایی های خوب ازمهاجران اروپایی،استفاده ازفرمان امپراتوری سال1890درمدارس ژاپن برای وحدت بخشیدن به همه ی ژاپنی ها دراطاعت صادقانه ازامپراتور،جشن های روزملی،مراسم یادبود،ترانه ها،نوشته هاومتون تاریخی میهن پرستانه ی انگلستان،استرالیا،فرانسه،ایتالیاوتقریباًهرملت دیگری،کلاًبرای این بودکه باالقای احساسات وتلقیات مشترک  مردم کشور رادریک پیمان مشترک،وفاداری همبسته سازد.کابرلی که درسال1909مطلبی درباره ی تغییر مفهوم آموزش وپرورش درایالات امریکانوشت،این وضع رابه خوبی بیان کرد:«مدارس بیش ازپیش موظف می شوند ذهنیتاجتماعی وسیاسی خاصی راالقاکنند که درمیان تنوع به وحدت می انجامدوبه اقدام مشترک برای نگهداری وبهسازی نهادهای دموکراتیک مامنجر می شود.»این وظیفه ی مدارس،یعنی ایجادتعهد درنسل جوان،درخلال جنگ جهانی اول حدّت یافت واین بارنیزپاسخی بودبه انقلابات سیاسی متعدد در دوره ی بین دوجنگ وجنبش های استقلال طلبانه درکشورهای درحال رشد درسال های پس ازجنگ جهانی دوم.ملی گرایی،نیرومندترین عامل کمک به وحدت بودوبا بیشترینپشتکار درمدارس تشویق می شد.رقابت های ملی اوایل قرن بیستم آموزشگران را برآن داشت که راه هایی برای بالابردن آگاهیشاگردانشان ازکشورخویش وتقویت عزم آنان به پیشبردمنافع آن پیداکنند.شاگردان به لحاظ فکری باافزایش جنبه ی ملی برنامه ی درسی مدارس،وازلحاظ عاطفی باسخنرانی ها،نمادها،نمایش ها وجشن های میهن پرستانه  باملت خودپیوندمی یافتند.درخلال دوجنگ جهانی ودر دوره ی میان آنهاآموزش های ملی گرایانه به راه افراط رفتند.بازدردهه های1950و1960دولت های ملی جدیدی که تازه ازبنداستعمار رسته بودند ونیازبه ایجادپیوندهاوپایبندی های تازه داشتند،مدارس رابه کمک فراخواندند.سپس تلاش بسیاری برای یافتن مواد درسی بومی ومناسب آغازشد وموسیقی وترانه هاوآیین های بومی ومیهن پرستانه باشور بسیارترویج شد.در روند تأمین وفاداری وخدمت صادقانه ی آحادجمعیت به طرز زندگی یاحزب سیاسی صاحب قدرت،دستگاه پیچیده ای برای ترغیب مردم به کارافتاد.مدرسه وغالباًسازمانجوانانی که وابسته به آن بود درکانون عملیاتقرارداشت.قرن بیستم با انواع جهان بینی های رقیب وجنبش های انقلابیش مبدل به عصر ترقیب شد ومنابع آموزشی به نحوی اساسی وغالباًنبوغ آسا درکار ترغیب شرکت داده شدند.مائوتسه تونگ که کشورش فرماندهی رابه سیاست سپرد وازکشورهایی شدکه بیشترین تعهد رابه اشباع آموزش وپرورش ازسیاست داشتند،وضع راخلاصه کردواظهار داشت:«نداشتن دید سیاسیِ درست،مثل نداشتن روح است وازاین رو برای جوانان چینی هدف اولیه ی آموزش وپرورش،خدمت به سیاست پرولتاریایی است.» (ب).عدالت اجتماعی،اقتصادی وسیاسی هدف مرحله ی دوم سیاسی کردن آموزش وپرورش بود.این هدف پیوند نزدیکی با دومین گرایش عمده ی آموزش وپرورش درقرن بیستم یعنی کوشش دربهسازی عمومی داشت.بیشترخط مشی هایی که رفاه اجتماعی وبهزیستی عمومی را مدنظر داشتند،اگربا سیاست پیوندهای محکمی نداشتند،دست کم ازمعنای سیاسی برخورداربودند.کارایی اجتماعی یکی از اهداف آموزش وپرورش بودکه درنیمه ی نخست قرن بیستم موردبحث بسیارقرار داشت ومعمولاًسه چیزمعنی می داد:اینکه شاگردباید نظرات اساسی راجذب کندوسازمان مدنی کشورش رابشناسد؛اینکه باید ازآموزش عمومی وحرفه ای کافی وانعطاف پذیری برخوردارگرددتا بتواند شهروند مفیدی بشود ؛واینکه به عنوان یک شهروندخوب بایدازضعف هاوقوت های جامعه ی خویش آگاه باشدوآمادگی آن را داشته باشد که کمک کند تا جامعه بابیشترین بازدهی به کارش ادامه دهد.برای دستیابی به هدف آفرینی پیشبرد رفاه عمومی،شاگرد باید مالاًدرموقعیتی قرار گیرد که بتواندبه عنوان شهر وندخوب ومفیدی عمل کند. پس باید فرصت کافی برای آماده شدن وخدمت کردن به جامعه موجود باشد.بدین سان دستیابی به برابری فرصت ها مشخصه ی اصلی این مرحله شد.ابتدا اهمیت داشت که آموزش ابتداییدر دسترس همگان قرارگیرد .این در کشور های پشرفته در کوتاه زمانی پس ا زآغاز قرن بیستم تا حد زیادی بر آورده شد .ولی چون پیچیده گی های تمدن چند برابر شدوزمان بیشتر ونحتگی بیشتر برای داشتن درکی ابتدایی از آن لازم آمد،قرن جدید دریافت که وظیفه اش زاراارائه

 

 

ا                                                                                                                                                              

 

                                                                                                                                                                               

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                       

                                                                               



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی