تبلیغات
آموزش وپرورش - .
 
آموزش وپرورش
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : زهرا عشوری
مطالب اخیر
دوشنبه 20 آذر 1391

ارائه ی آموزش متوسطه ی همگانی است.):بازسازی جامعه هدف مرحله ی سوم پیوندآموزش وپرورش با سیاست بود.جان دیویی در سال 1916«بازسازی انسان در جامعه »را هدف انقلاب تربیتی انتخاب کرده بود که خود میکوشید اورا عملی سازد .هم قطاران پیشرو او دراروپاوایالات متحده بابرنامه های گوناگونی از وی پشتیبانی می کردند.این برنامه هاشاگردان را تشویق می کردندکه درآداب اجتماعی جاری بیندیشند،نقش خود درجامعه رابررسی کنند وبه دانش ها،عادات وتلقیاتی دست یابندکه از آنان دموکرات هایی مسئول ومتعهدبسازد.شاگردان ضمن بازسازی نظرات خود دربازسازی جامعه نیزشرکت می کردند.اگرامکان داشت ومطلوب بودکه به شاگردان آموخته شودجامعه ی خودرا نقادانه بررسی کنندوبرای اصلاح آن راه هایی بیندیشند،چرانبایدمدارس فعالتر می شدند ودر فرایندتغییرجامعه نقش بیشتری بر دوش می گرفتند؟با آموختن به شاگردان که آنچه رابرای جامعه ی ایده آل می دانندبه شکل مشخصی بیان کنند.وبادخالت دادن آنان درکارهایی که به نزدیک ساختن آرمان به واقعیت کمک کنند،مدارس می توانستند مستقیماًدر کاربازسازی جامعه شرکت جویند.آیامدارس جرأت ایجادنظم اجتماعی تازه ای را دارند؟این عنوانِ کتابِ بحث انگیزی بودکه در اوایل دهه ی1930ازقلم یک آموزشگر برجسته ی امریکایی تراویده بود.در این کتاب گسترش چشمگیر نقش آموزش وپرورش درسه دهه ی نخست قرن بیستم در معرض توجه قرارمی گرفت.- از سیندرلای بی ارج وقربی که به کاریکنواخت تدریس ابتدایی سرگرم بود تا پری مهربانی که تمدن جدیدی را پدیدارمی ساخت.این دگردیسی،رؤیا نبود.می شد وقوع آن رابه چشم دید.البته مدارس نمی توانستند بدون کمک وبه تنهایی جامعه ی تازه ای بنا کنند،اما دست کم فعالانه در کارساختمان جامعه شرکت می جستند.مثلاًکودکستان های دِتفرد آداب بچه داری وعادات بهداشتی والدین زاغه نشین را درشرق لندن به تدریج تغییرمی دادند.مدارس ابتدایی ومتوسطه ی بیشترکشورها فعالیت هاوتفریحات تازه ای را امکان پذیر ساخته بودندکه موجب دگرگونی وپرمایگی علایق بزرگسالان آینده می شد.مدارس فنی آلمان درکارایجادیک ملت صنعتی نیرومند وبازسازی کشورپس ازجنگ جهانی اول نقش بسزایی برعهده داشتند ونوعی از این مدارس که تعبیرخاص کرشنشتاینرازآنهابود.درمونیخ، شروندی استوار راباکارایی فنی تلفیق کرده بود.دانشگاه ها ازآغازقرن تعداد دانشمندان را درهردهه نسبت به دهه ی قبل دوبرابرساخته وبااین کاروباپژوهش های آنان برچهره وسرشت انقلاب تکنولوژیک معاصرتأثیرنهاده بودند.همچنین دانشگاه ها تادهه ی1930شروع به تأسیس دانشکده های مهمی در رشته های مختلف علوم اجتماعی کرده بودندکه کارحساس وسازنده های آنهاربرجوعمومی زمانه اثرگذاشته وگاه منشأسیاست هاواقدامات اجتماعی تازه ای ازسوی دولت هاگشته بود.این هاغالباًتأثیرات غیرمستقیم ونامنظمی بودندکه مدارس برجامعه می گذاشتندوبدیهی است که منحصراًاز نظام آموزشی ناشی نمی شدندوخاص آن نبودند.

[دو] آموزش وپرورش برای بهسازی فردی واجتماعی:

کاربهسازی ازطریق آموزش وپرورش،هم جنبه ی فردی داشت وهم جنبه ی اجتماعی؛(الف).جنبه ی فردی:آموزش وپرورش درسراسر تاریخش یکی از راه هایی بوده است که کودکان فقیرولی بااستعدادازطریق آن،گاه توانسته اندبه مراتب نفوذارتقاپیداکنند.ومدارس همیشه مسئول تأمین ذخیره ی افرادآموزش دیده برای نیروی کارجامعه بوده اند.ترفیع اجتماعی وتعلیم حرفه ای درقرن بیستم نیزبخشی ازوظیفه ی آموزش وپرورش باقی ماند.شورواشتیاق،فشاراجتماعی،ومنافع ملی دراین قرن نسبت به قرون پیش ترنقش مهمتری ایفاکردند.تازمان جنگ جهانی اول دیگرآشکارشده بودکه عزم راسخ طبقات میانه برای رقابت دربرداشتِ آنهاازنقش مدرسه تأثیرگذاشته است.برای مثال:درانگلستان،سالنامه ی مدارس عمومی شهادت دادکه به تازگی تعدادمدارس متوسطه ی مستقل ومعتبربرای پسران آرزومندطبقات میانه افزایش چشم گیری یافته است.درایلات متحده امریکادرسال های1920مطالعاتی موردبحث بودکه نشان می داد درآمداشخاص باافزایش سال هایی که به تحصیل گذرانده اندکم درآمدترازکسانی هستند که ازدبیرستان فارغ التحصیل شده اند،و اینان نیزبه نوبه ی خوداز دانشگاهیان کم درآمدترند.ارزش نقدی وحیثیتی تحصیل برای فرزندان طبقه ی میانه انگیزه ی مهمی باقی ماند.اینان تلاش کردندبا افزایش تحصیل خود،خویشتن را ارتقادهند.همچنین کوشیدندبیشتربه مدارس ودانشگاه هایی بروند که فکرمی کردند آموزش بهتری عرضه می دارند.باگذشت قرن،تعدادرقباافزایش یافت وفشاربرای موفق شدن به فشاربرای حضورپیداکردن درمراکزآموزشی افزوده شد.افرادبرای بهره برداری کامل ازتحصیل خود نیازپیدا کردند که مدارکی فراهم آورند.دال بر اینکه نه تنهادراین مراکزتحصیل کرده اند بلکه در حین تحصیل،شایسته وکارآمدنیز بوده اند.ازاین رو افزون برامتحانات متعارف در تحصیل و برای ورود به دانشگاه،آزمون های دیگری در مقاطع ورودی وخروجی و امتحاناتی در میانه ی راه محمول شد .تادهه ی1920گواهی نامه هایی که انواع مراکز امتحان اعطامی کردند،حکم وجه رایج راپیدا کرده بود ونقش مهمی رادرآموزش وپرورش بازی می کرد.دردوره ی بین دو جنگ جهانی آشکار شد که مطالبات هیئت های معتحنه،که معمولاً مستقل از مدارس عمل می کردند،میرود که بر کار مدارس چیره شود،اهداف را به آنها دیکته کند وتعیین کننده یعمده ی برنامه ی درسی آنها گردد.دراین دوره برسی های بسیاری درمورد کیفیت ونحوه ی امتحان انجام شد.قابلیت اتکاواعتبارآزمون ها به طورجدی موردسوال قرار گرفت و روش های امتحان از نو ارز یابی شد.روان شناسان تربیتی ،که از هنگامی که مُیمان ولای برخورد تجربی وونت را دراوان چرخش قرن وارد پژوهش های تربیتی کرده بودند درپی طرح انواع مختلف آزمون درزمینه های گوناگون بودند،کوشیدند روش های بهتری برای انجام آزمون هاپیداکنند،آزمون توانایی را باآزمون دستاوردپیوند دهند وتأثیرامتحان را برکار آموزش ارزیابی کنند.در دوره ی پس ازجنگ جهانی دوم پژوهشگران توانستندتحلیل اطلاعات به دست آمده ازآزمون ها رابا دقت بیشتری انجام دهندوشکل ومحتوای آزمون رابا هدف آموزش ارتباط دهند.(ب)بهسازی اجتماعی وگسترش آموزش وپرورش ازاوایل قرن بایکدیگر پیوند نزدیکی داشتند.برخی از روشن ترین نشانه های افزایش گرایش افرادتحصیل کرده به بهسازی جامعه رامی توان درنشریات امریکایی دوره ی چرخش قرن یافت.دراین دوره که فراوان عیب جویی وخرده گیری می شد،داستان نویسان وروزنامه نگاران مردم گرا کمبودهای زندگی رابا قدرت وبی رحمی تمام برملا می کردند.درهمین دوره بود که ج.م.رایس دریک دوره مقاله درسال1892بر نقایس مدارس امریکایی انگشت نهاد،لینکن استفنز و جیکاب ریس تباهی های نیویورک ودیگرشهرهای بزرگ را از پرده برون افکندند،وآپتن سینکلر و ثورستن وبلن سوداگری کلان را هدف گرفتند.آن ها تأثیرمحیط اجتماعی را بر رفتار افراد نشان دادندو اصلاح وضعیت کسانی راکه امکاناتشان به دلیل فساد،سوءمدیریت ،یا فقر،محدود شده است وظیفه ی اخلاقی جامعه دانستند.مبارزه ی آن هامنادی تعهدنسبت به امربهسازی اجتماعی بودکه رشدآموزش وپرورش درقرن بیستم دربسیاری از نقاط جهان باخودبه ارمغان آورد.قرن بیستم قرن اصلاح وبهسازی شد.به رغم دوره های خشونت وجنگ تمام عیار،آزمندی وبهره کشی بی وقفه،بیشترملت ها مشی اصلاح اوضاع اجتماعی وفرهنگی آحادخود را درپیش گرفتندوحتی گاه دست به اقدامات اصلاحی بین المللی زدند.گه گاه تردیدودلسردی چیره می شد ولی روحیه ی نیکخواهی توانست در طول قرن به خوبی دوام آورد.بحران ها منشأ شور تازه ای شدند.افشاگران ومصلحان آزادی خواه دوره ی چرخش قرن فقط شروع کاربودند.مثلاً از بطن جنگ جهانی اول دسته ای انقلابی واصلاح طلب خوش بین در اروپاظهورکرد.رکوداقتصادی شدیدسال های1930مبلغان برنامه ی نوین(برنامه ی اقتصادی دولت فرنکلین روزولت)رادر ایالات متحده آمریکاپدید آورد.در انگلستان ازدل جنگ جهانی دوم گزارش بوریج وتعدادقانون اجتماعی بیرون آمد.ودردهه های1960.1970بحران درمستعمرات به اصلاحات اجتماعی شتاب دادواستقلال به گسترش اصلاحات کمک کرد.بهسازی به دو صورت بود:ارتقای سطح رفاه و افزایش تولیداقتصادی.آموزش وپرورش درهردو،عامل مهمی بود.درآغازهای قرن،بحث هابه طور عمده درمورداهمیت آموزش حرفه ای به عنوان راهی برای بالابردن میزان تولیدات صنعتی بود.چندی بعد،آموزش عمومی موردتوجه بیشترقرار گرفت.وپس ازجنگ دوم جهانی،در دوره ی سازماندهی وگسترش،حرکاتی درجهت برنامه ریزی دقیق انواع وسطوح خاصی ازآموزش برای انطباق با برنامه های پیشرفت اقتصاد ملی انجام گرفت.این جریان هم سیاسی وهم اقتصادی بودومدارس رابه دو صورت دربرمی گرفت:هم به عنوان شرکت کننده دربازآموزی سیاسی وبرنامه ریزی ملی وهم به عنوان مربی ومولد افرادی که حکم واحدهای اقتصادی مناسبی را برای کودک به ارتقای سطح تولید در کشورپیدا می کردند.یکی از مسائل اصلی دولت هادر قرن بیستم ایجادپیوند میان رفاه اجتماعی وتولید اقتصادی فراوان بود.وآموزش وپرورش ،ساقدوش هردو طرف این پیوندفرخنده بود.

[سه]از آموزش تاآموزش وپرورش:

در کلاس درس درقرن بیستم حرکتی پیوسته ازسمت آموزش به سمت آموزش وپرورش وجود داشتودرمقاطع مختلفی درنیمه ی نخست قرن بیستم،دوایر دولتی مربوط به اداره ی مدارس در بسیاری ازکشورهانام خودرا ازوزارت تعلیمات عمومی به وزارت آموزش وپرورش تغییردادند.این تغییرنام مهمی بودوحکایت از کارکردهای گسترده تری داشت که اینک ازمعلم انتظارمی رفت؛ودرعین حال،تغییر درک ازماهیت عمل تدریس رابه رسمیت می شناخت.ویژگی های برخوردآموزشی عبارت است از:رسمیت،نظم،تنظیم مراحل تدریس ازپیش،انتقال اطلاعات ازمرجعی مقتدربه شاگرد،وتوجه به تنظیم منطقی مواد درسی.آموزش وپرورش نیزمی تواند درپاره ای ازاین ویژگی هاشریک باشد،ولی درآن تأکیدبر پرس وجو،فعلیت شاگرد،ارتباط ومناسبت ورشد شاگرد درزمینه های مختلف است.تغییر از آموزش به آموزش وپرورش درمدارس،عملی بود درجهت نزدیکتر شدن به طبیعت انسان .این تغییرباعث شدکه بیش ازدرس،خودشاگرد درتدریس موردتوجه قرارگیرد.وآموزگارشد کسی که بیشترین مهارتش در درک کودکان وراه های کمک به آنان برای فرا رویاندن توانایی های آنان بود.آموزگارهمچنان به امرفراگیری کودکان توجه داشت،ولی دیگرملانقطی نبود.دانش حرفه ای او دیگر صرفاًدرزمینه ی یک درس خاص نبود،بلکه رفتارکودکان ومعنی وطرق آموزش وپرورش افراد درجامعه را نیزدراین«قرن کودک»دربرمی گرفت.تغییر گرچه دراغلب موارد چشمگیر نبود،دوره هایی دوره های پر تحرک نیز داشت.جنبش هِربارتی که بر دوره ی چرخش قرن استیلا داشت،چشمه ی نظرات بر انگیزنده در موردآموزش وپرورش بود؛ولی عجیب اینکه با عرضه ی روشی تازه تدریس که قابل تبدیل به یک نظام بود،یاریگر استقرارروشی صرفاً آموزشی شد که به زودی محبوبیت یافت وماندگار گشت . بحث پیرامون نظرات هر بارت،ظهور مدرسه ی تجربی دیویی در شیکاگو،توسعه ی اولیه ی جنبش گرایش به فعالیت، وآغاز مطالعه ی روان شناسی تربیتی ،کمک کرد کهنخستین دهه ی قرن بیستم به دهه برانگیزنده  وبار آوری برای علم وآموزش وپرورش تبدیل شود.فوران دیگر در سال های1920رخ دادکه یافتن راه هایی برای پاسخگویی به تفاوت های فردی کودکان موردتوجه قرارگرفت.طرح های دالتن و وینتکا وسیعاًشناخته شدودربسیاری ازکشورها به کار رفت.«جامعه ی آموزش وپرورش نوین»یک دوره گردهمایی راآغازکرد که آموزشگران برجسته را ازچهارگوشه ی گیتی به سوی خودجلب کرد.ومطالعاتی جدی درموردموارد درسی انجام گرفت که به ارائه ی طرح های اصلاحی مهمی به ویژه در ایالات متحده ی امریکاواتحادجماهیرشوروی انجامید.درسال های1930کوشش برای پیوند دادن برنامه ی درسی مدارس بااهداف اجتماعی ونیازهای فردی افزایش یافت وجالب ترین ومهمترین طرح های نظری وعملی قرن رابه ارمغان آورد.در دهه ی 1960کار بر روی برنامه ی درسی از نو برجستگی یافت؛که انگیزه ی آن پیدایش نخستین ماهواره ی ساخت دست انسان دردهه ی1950بود.دراین دوره گروه هایی از آموزشگران وپژوهندگان باهم کار کردندتا برای همه ی رشته های درسی مدارس موادمتناسب وبسامانی فراهم آوردند.همچنین برنامه ریزی فردی کار شاگرد از نو موردتوجه قرارگرفت.مطالعه ی رشدکودک بسط یافت،رابطه ی محصل ومعلم راحت تر شد،وشاگردان تشویق شدندکه درفرایندیادگیری،فعالانه ترشرکت کنند.تغییردرطول قرن رشدی آهسته وپرفرازونشیب داشت که ازسه جنبه ی عمده برخورداربود.ازیک سوپیوندنزدیکی بامطالعه ی جدی ورشدروانشناسی تربیتی داشت.ازسوی دیگرباحرکت به سمت مشارکت فعالانه ترشاگرد درکارآموزش وپرورش همراه بود ودرعین حال،گذاری نسبتاًپیوسته بود درجهت تنظیم گونه ای ازبرنامه ی درسی که باشاگردواجتماعش مناسبت بیشتری داشته باشد:

(الف):رشدمطالعه ی روان شناسی تربیتی:دو خط اصلی در رشدروانشناسی تربیتی وجود داشت که برحرکت درآموزش وپرورش ازآموزش صرف به سمت آموزش وپرورش تأثیرگذاشت.نخست یک جست وجو وبررسی کلی درمورد روش های تربیتی موجودبه دست روان شناسان تربیتی علاقه مندبه کارکردهای رفتارانسان انجام شد.درآغازباکار مُیمانولای وسپس باتلاش های کلاپارد وثورندایک وهمکارانشان در بسیاری ازکشورها مطالعات زیادی درچهل سال نخست قرن بیستم درمورد نظرات تربیتی ومیزان ثمربخشی روش های آموزشی درکلیه ی دروس انجام گرفت.سنجش بازدهی مدارس و روش های آموزشی،مکمل توجه فراوان گسترده به آزمایش توانایی های شاگردان شد-هدف اصلی،سنجش هوش آنها بود.در دوره ی پس ازجنگ جهانی دوم مطالعه ی فرایندهای شناخت رواج یافت و تلاش های بسیاری برای به کارگیری نتایج غالباًپیچیده ی این مطالعات در کلاس درس انجام گرفت.ازاین مطالعات واطلاعات گردآمده گه گاه نظریاتی درمورد یادگیری،روش هایی آموزشی در راستای آنها پدید می آمد.غرض کلی آنها تشویق نوع آموزشی بود که شاگردان رادرگیروضعیت هایی می ساخت که ناچارمی شد کندوکاو و پی جویی کنند،به دنبال معانی بگردند،وطرز استفاده از اطلاعات ومهارت هایی راکه خودکسب می کردندبیاموزند.به موازات این گرایش در کار روانشناسان تربیتی،حرکت دیگری درهمین زمینه وجود داشت که تأثیرمکاتب مختلف روانشناسی پویا برفعالیت های تربیتی بود.برگسون اندیشه ی اِلان ویتال (نیروی حیاتی)رادرمیان مصلحان تربیتی اوایل قرن رواج داد واین اندیشه باعث تشدیدتلاش های آنان برای تشویق خلاقیت ومشارکت فعالانه ترشاگردان درفرایند آموزش شد.مکدوگال مصرانه به دفاع از روانشناسی هورمیک یا انگیزشی گرداخت که به پاره ای از آموزشگران الهام داد تا نیازها وعلایق حسی کودکان رامبنای فراگیری وآموزش بگیرند.فروید ومکتب روانکاوی ازدنیای انگیزه های نهان وتجارب اوایل دوره ی کودکی پرده برداشتندوآموزشگران رابرآن داشتندکه عوامل خارج ازحوزه شعوررادررشد کودک بیشتربه حساب آورند.علاقه راهربارتی هادرآموزش وپرورش عامل مهمی دانسته



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 5 تیر 1396 06:34 ق.ظ
قلب از خود نوشتن در حالی
که ظاهر شدن مناسب در آیا نه نشستن درست با
من پس از برخی از زمان. جایی درون پاراگراف شما قادر به
من مؤمن متاسفانه تنها برای کوتاه
در حالی که. من با این حال کردم مشکل خود را با فراز
در منطق و یک ممکن است را خوب به پر همه کسانی معافیت.
اگر شما که می توانید انجام من را بدون شک بود مجذوب.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی